الشيخ المنتظري

81

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

صدقة تطهّرهم و تزكّيهم بها ) ( 1 ) از اموال مسلمانان زكات بگير و با اين كار آنان را تزكيه و تطهير كن ، امّا چون على ( عليه السلام ) گناه ندارند كه با اين كار حضرت از گناه پاك شوند ، « زكات » در اينجا به معناى نموّ است ، مقام حضرت در اثر فحش آنان بالا مىرود . « وَاَمَّا الْبَرَاءَةُ فَلاَ تَتَبَرَّأُوا مِنِّى ; فَاِنِّى وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَةِ ، وَسَبَقْتُ اِلَى الاِْيمَانِ وَالْهِجْرَةِ » ( و امّا در بيزارى جستن ، از من بيزارى نجوييد ; زيرا من بر فطرت اسلام تولد يافته ام ، و به سوى ايمان و هجرت سبقت گرفته ام . ) برائت و بيزارى جستن از من صحيح نيست ، « فانّى ولدت على الفطرة » زيرا من بر فطرت اسلام متولد شده ام و طرفدار حق هستم و اگر شما از من تبرّى كنيد در حقيقت از دين تبرّى كرده ايد . البتّه اين موضوع كه تبرّى از حضرت جايز است يا نه در فقه محل اختلاف است ، و برخى به دليل اين كه مصداق تقيه است بدون اشكال دانسته اند . نسخه هاى نهج البلاغه در اين قسمت اختلاف دارند و بعضى از نسخه ها جمله « فلاتتبرّأوا منّى » را ندارد ، و عبارت نهج البلاغه اين طور است : « و امّا البراءة فانّى ولدت على الفطرة » ( 2 ) كه بنابر اين نسخه حضرت نفرموده اند از من اعلام بيزارى نكنيد ، چون در صورتى كه مورد از موارد تقيه باشد اصل و قاعده هم اين طور اقتضا دارد كه بيزارى هم مانند دشنام بدون اشكال باشد . اگر معتقد به متن نهج البلاغه باشيم ، تبرّى جايز نيست گرچه او را شهيد كنند ; مانند حجر بن عدىّ بن حاتم طائى كه معاويه او را ناچار به تبرّى از حضرت كرده بود ، ولى او حاضر به تبرّى نشد و در راه حضرت به شهادت رسيد . « فانّى ولدت على الفطرة ، و سبقت الى الايمان و الهجرة » حضرت امير ( عليه السلام )

--> 1 - سوره توبه ، آيه 103 2 - مصادر نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 28 تا 30